آمار ستاره جوانی/جانم فدای امام نقی علیه السلام

ستاره جوانی/جانم فدای امام نقی علیه السلام
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
                      به نام خداوندی که زیباست و زیبایی را دوست دارد

همونطوری که قول داده بودم قصد دارم به اندازه توان و علم خودم ،مطالبی هر چند ناچیز رو درباره "آهنگ" و تاثیر اون روی بدن بنویسم.
با همه احترامی که برای نظر مراجع عظیم الشان قائل هستم، اما قصد ندارم که در این مطالب به "حلال و حرام بودن موسیقی از نظر مراجع" بپردازم و صرفا قصد دارم به تاثیرات آهنگ ها و کلمات بر بدن و بدون در نظر گرفتن حکم اسلام و بر اساس آزمایشهای انجام شده بپردازم.
از همه شما دوستان خوب و عزیزم هم درخواست میکنم که با نظرات خوبتون تکمیل کننده این بحث باشید و اگه منابع مفیدی رو در ارتباط با این بحث سراغ دارید بهم معرفی کنید.پیشاپیش از همه شما دوستان خوبم تشکر میکنم،ان شاءالله در راه حق ثابت قدم باشید.

                                       تقدیم به مولای غریبمان حجة بن الحسن
                                                به امید گوشه چشمی



بحث رو با چند داستان واقعی و کوتاه شروع میکنم:

داستان اول:

ولیدبن مغیره از بزرگان مکه بود و به حسن تدبیر شهرت داشت . روزی به تقاضای جمعی از مشرکان نزد پیامبر (ص) آمد تا از نزدیک وضع او را بررسی و آیات قرآن را ارزیابی کند . پیغمبر (ص) قسمتی از سوره ی « سجده » را تلاوت کرد . این آیات چنان تاثیر و هیجانی در ولید ایجاد کرد که بی اختیار از جا حرکت نمود ، نزد مشرکان بازگشت و گفت : 
سوگند می خورم که از محمد (ص) سخنی شنیدم که نه به گفتار انسان ها شباهت دارد و نه به گفتار پریان ; گفتار او شیرینی و زیبایی مخصوصی دارد ، شاخه های آن پرثمر و ریشه هایش پرمایه است . گفتاری است که بر هر چیز پیروز خواهد شد .
زمزمه در میان قریش افتاد که ولید به گفتار پیامبر علاقه مند شده است . ابوجهل گفت من چاره ی کار را می دانم . در حالی که خود را غمگین نشان می داد ، به منزل ولید آمد . ولید پرسید : « چرا غمگینی ؟ »
ابوجهل گفت : « چرا غمگین نباشم ؟ قریش بر تو با این سن و شخصیت ، عیب می گیرند و می گویند که جذب محمد (ص) شده ای » 
ولید برخاست و با ابوجهل به مجلس قریش درآمد . رو به سوی جمعیت کرد و گفت : « آیا تصور می کنید که محمد (ص) داوانه است ؟ » حضار گفتند : نه ، گفت : « تصور می کنید او دروغگوست ؟ آیا به صادق و امین مشهور نبوده ؟ » حضار گفتند : آری . سپس بزرگان قریش گفتند : پس چه چیزی باید به او نسبت دهیم تا مردم گرد او جمع نشوند ؟ ولید با شیطنتی خاص گفت : « ساحر ؛ آری آو ساحر است .»
برخی از سران مکه که خود ، مردم را از شنیدن قرآن منع می کردند ، شب ها پشت خانه ی رسول خدا (ص) می آمدند و به تلاوت آیات گوش می دادند . مدتی گذشت ؛ یکی از آنان گفت این درست نیست که دیگران را از شنیدن قرآن منع کنیم کنیم ، اما خود به قرآن گوش دهیم . آنان تصمیم گرفتند از شب بعد پشت خانه ی پیامبر (ص) جمع نشوند . در اواخر شب بعد یکی از آنان نتوانست خود را نگه دارد . شوق شنیدن قرآن و لذت بردن از زیبایی آن او را تحریک کرد تا دور از چشم دوستان خود به سوی خانه ی پیامبر (ص) حرکت کند . وقتی پشت خانه ی آن حضرت رسید ، دید که دوستان دیگر او نیز آمده اند و مشغول شنیدن صدای رسول خدا (ص) هستند و تلاوت قرآن را می شنوند!



ادامه مطلب

برچسب ها: آهنگ زهر یا پادزهر، اسرار دنیای موسیقی، کنسرت مایکل جکسون، گوش دادن آهنگ و افت تحصیلی، ولید بن مغیره و تاثیر قران، موسیقی در قران، تاثیر موسیقی بر بدن،
[ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
بعد از اجراهای قبلی بسیـــــــــــــــار زیبای برنامه هفت ترانه و اجراهای فوق العاده خوانندگان خوش الحان(+)

اینبار هفت ترانه وارد فاز جدیدی شد

 27خرداد 93 : شبکه شما ، برنامه هفت ترانه
میهمان برنامه: آقای رحیم شهریاری(خواننده)


یکی از مجریان ِخانمِ برنامه که طبق معمول بسیار ترگل و ورگل هستند و برای بالا رفتن آمار بینندگان از هیچ ناز و عشوه و کرشمه ای دریغ نمیکنند،مجری برنامه هستند

خانم مجری از مهمون برنامه میپرسه:شما که اینقدر با مردم سر و کار دارید ،نظر مردم درباره برنامه ما چیه؟چه انتقادی دارن؟
 
مردم یک انتقاد داشتند اما نمیگم...

(از گفتنش خودداری میکنه و ظاهرا میخواد ملت رو به شنیدنش حریص کنه!
و این کارش رو خوب انجام میده ،چون من داشتم از جلو تلویزیون رد میشدم اما با شنیدن این جمله جلو تلویزیون میخکوب شدم و همه حواسم رو جمع کردم تا بفهمم چی میگه

و ادامه میده (+)

توی ذهنم به هزار تا مسئله فکر میکنم
انتقاد از هفت ترانه؟!!
چه خوب ،بالاخره یکی هم پیدا شد از اینا انتقاد کنه
لابد میخواد از ناز و کرشمه خانومای مجری انتقاد کنه
یا از بی مزگی های مجری مرد برنامه
یا شایدم میخواد در مورد اینکه خانومای مجری اینقدر با آقایون مهمان راحتن ایراد بگیره
یا از ترانه های بزن و برقص و حرامی که به صرف داشتن مجوز توی برنامه پخش میکنن
یا...
نمیدونم!
هر چی هست حتما سازنده است
کلا هر انتقادی که از این برنامه بکنه بجاست
با خودم میگم انتقادش هرچی هم که باشه خوبه،بالاخره از سکوت که بهتره! )

با اصرارهای خانم مجری،آقای شهریاری راضی میشه که انتقاد مردم رو روی آنتن زنده عنوان کنه
(سر تا پا گوش شدم
نفسم توی سینه حبس میشه
وای خدای من! یعنی چی میخواد بگه؟؟؟؟  )

آقای خواننده محبوب در ادامه صحبت هاش میگه: در برخوردهایی که با مردم داشتم ،مردم از دکورتون انتقاد کردن!

(جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  دکور؟؟؟؟؟ )

مردم میگفتن که دکور برنامه تون کوچیکه!
میگفتن بعضی برنامه ها هستن که نصف بینندگان شما رو هم ندارن اما دکورشون چند برابر برنامه شماست! لطفا دکورتون رو بزرگش کنید!


یعد از صحبتهای آقای شهریاری،مجری برنامه از این انتقاد بسیار بسیار خوب و سازنده جناب شهریاری تشکر میکنن و قول توسعه دکور رو به بینندگان خوب و دوست داشتنی برنامه میدن!

جلو تلویزیون وا میرم
به روشنفکر درونم میگم: عزیزجان!
- جان؟

به نظرت ملت واقعا همچین حرفی رو میزنن؟؟؟ یعنی ... میگن آقایون هفت ترانه بیاید از بیت المالی که مال ماست بردارید برا خودتون دکور بزرگتر بسازید؟؟
؟که مثلا چی بشه؟؟؟
-شاید،امکانش هست

یعنی... آخه میدونی با عقل آدم جور درنمیاد! ملت مگه تو استودیو برنامه اند که جاشون تنگ باشه؟؟؟
_خب ملت مناظر وسیع و خوب و زیبارو دوست دارند! بیخودی گیر نده

آخه میدونی،انگار یه بو هایی میاد،حس میکنم شاید حرکات موزون تک نفره خوانندگانِ برنامه آمار رو نبرده بالا،حالا میخوان تو برنامه رقص و پایکوبی دسته جمعی راه بندازن اما جاشون تنگه، واسه همینم دارن تو دهن ملت حرف میذارن. نظرت؟
یخیال بابا! بی سواد! همین فکرا رو کردی که ملت افسردگی گرفتن! والا! بذار ملت دو دقیقه شاد باشن

و به من یادآوری میکنه که
«شادی حق مردم ما است و نباید به این رفتارهایی که از روی شادی است سخت بگیریم.»

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن:
ان شاءالله بزودی پست بعدی رو با موضوع"آهنگ" مینویسم
از همه شما دوستان خوبم دعوتم میکنم که دوباره به اینجا سر بزنید و در پست بعدی نظر خودتون رو بگید



برچسب ها: انتقاد اساسی از هفت ترانه، انتقاد رحیم شهریاری از هفت ترانه، رحیم شهریاری در هفت ترانه، دکور برنامه هفت ترانه، مجری زن برنامه هفت ترانه، علی اصحابی در هفت ترانه، شادی حق مردم ماست،
[ پنجشنبه 29 خرداد 1393 ] [ 03:30 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام
اگه به دنبال کتابی هستید که توضیحات مفید و مختصری درباره ظهور امام زمان(عج) داشته باشه و در عین حال به شیوه داستانی هم نوشته شده باشه كتاب داستان ظهور نوشته مهدی خدامیان آرانی را بهتون پیشنهاد میکنم

میتونید با مراجعه به آدرس زیر این کتاب رو اینترنتی بخونید

http://www.m12.ir/oneBookReader.php?id=109


التماس دعا



مطلب پیشنهادی هفته:

عریضه عاشقی به امام زمان(عج)




[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام

چند روزی است که همسایه روبه روئی مان فوت کرده اند
با این که هیچ شناختی از ایشان نداشتم اما در این چند روز هزار بار افسوس خوردم که چرا ایشان فوت کردند!

چرا؟

خدمتتان عرض میکنم

چهارشنبه ظهر با صدای ناله و شیون خانم های همسایه متوجه شدیم که آقای همسایه به رحمت خدا پیوسته اند
گریه و شیون تا شب ادامه داشت و اقوام یکی یکی از راه میرسیدند و بعد از پیاده شدن از ماشین با صدای بلند آه و زاری میکردند و بعد به منزل همسایه مرحوم میرفتند
چند ساعت پس از فوت همسایه ،آقایان گرامیِ بستگان عزمشان را جزم کرده و با تلاشی خستگی ناپذیر!به دنبال سفارش بنر رفتند و در طرفه العینی با بنرهایی برگشته و چیزی در حدود 15 بنر را به در و دیوار و درختان کوچه زدند.
همه بستگانِ این خانواده شب را در کنار خانواده مرحوم ماندند و صبح روز بعد(پنج شنبه) مسافتی را به تشییع جنازه آن مرحوم پرداخته و سپس برای دفن آن مرحوم خانه را ترک کردند.( اینطور که میگویند ایشان در خانه فوت کرده،هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که پیکر آن مرحوم در طول این یکروز کجا بوده و چرا دفن نشده؟)
پس از مراسم خاکسپاری و صرف نهار،همه اقوام باز هم به خانه برگشته و میدان را خالی نکردند!

شبِ پنج شنبه؟
باز هم اقوام گرامی خانواده داغدار را تنها نگذاشتند!

جمعه؟
همچنان اقوام گرامی در صحنه حضور فعال دارند و گویا قصد ندارند به خانه هایشان برگردند!

همه این مسائل به کنار

اصلا به من ربطی ندارد که خانواده داغدار در این چند روز چقدر از میهمانداری در این شرایط خسته شده اند

اصلا به من ربطی ندارد که تعداد میهمانان آنقدر زیاد است که هر شب تعدادی از آقایان تا صبح در کوچه میمانند

اصلا به من ربطی ندارد بدانم پولهایی که برای سیر کردن شکم میهمانان سه روزه  و دو سری غذا دادن به همسایگان صرف شد از سهم دو یتیم نوجوان این مرد بود یا نه

اصلا به من ربطی ندارد که بچه های میهمانان از فرصت سوءاستفاده کرده و مدام زنگ ما را میزنند و فرار میکنند و پدر و مادرم را کلافه کرده اند

اصلا به من ربطی ندارد که اگر بجای این همه بنر بی مصرف ،همان پولها را برای مرحوم خیرات میدادند ثواب بیشتری داشت

اصلا به من ربط ندارد که بدانم از میان این همه میهمان گرامی کسی هم اعمال قبرستان و نماز وحشت را بجای آورده یا نه
و...

همه این ها به کنار

اما

از کنار یک چیز نمیتوانم بگذرم

از خیرِ قرانی که سه روز است با صدای بلند پخش میشود و حسابی روی اعصاب است نمیتوان گذشت

بدون اغراق سرم دارد میترکد از بس آن تلاوتهای معروف عبدالباسط را از شب چهارشنبه تا همین حالا شنیدم!


آقای قرائتی میگفت حتی کسی حق ندارد که از بلندگوی مسجد قران پخش کند،فقط باید صدای اذان بلند باشد.

از قران همینقدر فهمیده ایم که باید در مجالس ختممان با صدای بلند پخشش کنیم،و همین عاملی شده برای اینکه بچه های کوچک با شنیدن صدای قران ناراحت شوند و بپرسند:کی مرده؟!

کاش بجای این همه بدعت و اذیت و آزار برای دقایقی قران را باز میکردیم و احکامش را میخواندیم

کاش به جای این کارها به قران عمل میکردیم

مطمئنا اگر من یک غیر مسلمان بودم و قرار بود که از روی اخلاق و کردار چنین مسلمانهایی به شناخت از اسلام برسم

یقینا اسلام را دینی ناکامل می یافتم و دور مسلمان شدن را خط میکشیدم.

چند روز دیگر نیمه شعبان است

خدا رحم کند

حتما طبق روال گذشته یک عده جاهل میخواهند با حرام شادی کنند و ظهور قائم آل محمد(عج) را تسریع ببخشند!

بعید نیست که طوفان سیاه بعدی در نیمه شعبان نازل شود و دامن همه مان را بگیر


          «و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا». - (سوره فرقان، آیه 30

        پیامبر گفت: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و از آن فاصله گرفتند.



اللهم اغفر للمومنین والمومنات و المسلمین و المسلمات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



برچسب ها: طوفان سیاه تهران، مجلس ختم، مراسم نیمه شعبان، حق همسایه، حق یتیم، بنر تسلیت، تلاوت عبدالباسط،
[ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
حسین قدیانی

                                     emam-khomeyni

از بالکن حسینیه جماران یا بلندای سپهر، فرقی نمی‌کند؛ حضرت روح‌الله بلد است برای ما دست تکان دهد، چرا که «امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است».

عجیب واقعیت می‌دانم این سخن «حضرت آقا» را. اگر بت بسازند از مصلحت‌پرستان دروغگو، خمینی همیشه زنده جواب می‌دهد؛ «ملاک، حال فعلی افراد است» و اگر سال ۸۸ در پی ابطال انتخابات ۴۰ میلیونی باشند، خمینی همیشه زنده باز جواب می‌دهد؛ «میزان، رای مردم است». اساساً میزان و ملاک انقلاب اسلامی، امام است و «امام» نمی‌میرد!

اگر هر چه فریاد دارند بر سر منتقد بکشند، خمینی همیشه زنده جواب می‌دهد؛ «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» و اگر زیادی توهم کنند که آمریکا، کدخداست، روح خدای همیشه زنده باز جواب می‌دهد؛ «ما آمریکا را زیر پا می‌گذاریم».
خیال بعضی‌ها تخت که شناسنامه ما امام خمینی است. آنها باید بپذیرند که جمله «تا مبارزه هست، ما هستیم»، یکی از جملات حضرت روح‌الله است و این دیگر به این حقیر کمترین ربطی ندارد که امام انقلابی ما هرگز نگفت؛ «تا صلح و سازش هست، ما هستیم!» پس بی‌تعارف، آنها خسته از مثلاً افراط و تندروی من و ما نشده‌اند، بلکه کمی تا قسمتی، خسته از شعائر خمینی بت‌شکن شده‌اند که اگر انقلابی‌گری، افراط باشد، آنکه در قله تندروی ایستاده، روح‌الله خمینی است.

جالب و البته خنده‌دار است؛ بعضی‌ها، مشکل با امام دارند، گیر به امثال ما می‌دهند، در عوض و یحتمل من‌باب اعتدال، آنجا که در جواب نقد ما می‌مانند، گیر به حد و حدود الهی می‌دهند! قدرمسلم، همه ما با یک حقیقت بشدت زنده طرفیم به نام «امام خمینی». از این حقیقت، مفری نیست! اگر انقلاب اسلامی متهم به دیکتاتوری شود، اول نفری که جلویت می‌ایستد، همین امام است؛ «اگر ولایت‌فقیه نباشد، دیکتاتوری می‌شود».



ادامه مطلب

برچسب ها: تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست، امام خامنه ای، کدخدا، ما آمریکا را زیر پا میگذاریم، هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، روح الله خمینی،
[ پنجشنبه 15 خرداد 1393 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]

افتخار مسیح علی‌نژاد به ارتباط نامشروع!

 
به گزارش "رجانیوز"، ماجرای بحث‌های مربوط به این صفحه اما در روزهای گذشته رنگ و بوی تازه و مهمی به خود گرفت. آنجایی که «مسیح علی‌نژاد» پرده از ماهیت پنهان شده در پشت اسم پرطمطراق «آزادی» برداشت که تحت پوشش این عنوات مخاطبانش دعوت به «فاحشه‌گی» می‌شوند و او به عنوان نفر اصلی این صفحه خود کسی‌ست که به «فحشا» افتخار می‌کند.
 
ماجرا از پستی شروع شد که چند روز قبل «وحید یامین‌پور» در صفحه شخصی خود در گوگل‌پلاس منتشر کرده و مسیح علی نژاد را حقیرتر از یک مرتد دانست و نوشت: « ارتداد ناشی از فعل و انفعالی معرفتی و نظری است. یعنی ارتداد، انحرافی در قلمرو عقیده و نظر است و از مغز نشأت میگیرد؛ ولی فاحشگی انحرافی در قلمرو ارضای نیازهای جنسی است. بنابراین نباید سطح یک فاحشه را به اندازه ی یک منحرف فکری بالا آورد. می دانید که حتی حکم فقه هم در مورد فاحشه‌ها حکمی تحقیرآمیز است.(مثلاً فاحشه ها برخلاف زنان محترمه، عدّه ندارند) قبل از انقلاب در شهرنو فاحشه‌هایی که سنین جوانی را سپری می‌کردند و دیگر جذابیت جنسی نداشتند به فریب دادن جوانترها و قوادی رومی آوردند. این کار شاید تامین نیازهای روانی(و البته مالی) آنها بحساب بیاید. ظاهرا علی‌نژاد هم در مرز میانسالی با راه انداختن کمپین بی‌حجابی بدنبال به اشتراک گذاشتن بدنامی‌ها و ناکامی‌های خود و به میدان آوردن جوانترهایی ست که هنوز فاحشه نیستند.»
 
پیش از انتشار این مطلب اما حتی برخی از فعالان ضدانقلاب نیز مطالب قابل تاملی را در این باره بیان کرده بودند. از جمله «امین موحدی» ضدانقلاب سابق و برادر امیرحسین موحدی روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر مخالف جمهوری اسلامی‌ که چندی پیش توسط نظام اسلامی‌ مورد عفو قرار گرفت و پس از چند سال به وطن بازگشت، در مطلبی در صفحه فیسبوک خود با انتقاد از پروژه جدید ضداخلاقی و ضددینی بیگانگان با مدیریت مسیح علی‌نژاد ضدانقلاب لندن‌نشین تحت عنوان «آزادی یواشکی»،  این ضدانقلاب فراری را دارای انحرافات اخلاقی و جنسی بسیاری دانست و نوشت: «بعضی‌ها انحراف جنسی‌ یواشکی را آزادی مینامند آنهم یواشکی ! آزادی همانگونه که از اسم آن‌ پیداست موضوعی روشن و شفاف است و نوع یواشکی آن‌ یعنی‌ خود فریبی و تلاش برای یافتن راهی‌ برای ارضاء عقده‌های انباشته و سر خوردگیها با توسل به انجام عملی‌ پنهانی‌ و به دور از چشم دیگران که میتواند به شکل غیر قابل مهاری به انحراف بیانجامد و شبیه هر چیزی باشد غیر از آزادی»


ادامه مطلب

برچسب ها: آزادی یواشکی، مسیح علی نژاد، وحید یامین پور، فاحشه، امین موحدی، رابطه نامشروع مسیح علی نژاد، فعال ضد انقلاب،
[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]

این شبها سریال سیمرغ را می بینم
دفعه اولی که این سریال پخش شد خیلی کوچک بودم
اما با همان کوچکی تاثیرات خوبی روی من گذاشت
و الان که بعد از سالها دوباره دارم می بینمش
با دیدنش فقط فکر میکنم

به اخلاق نیکو و ایمان قوی شهدا
به از جان گذشتگی و شجاعت و شهامتشان
به اینکه چطور خودشان را ساخته بودند و چطور از دنیا دل بریده بودند
به اینکه چقدر آماده مرگ بودند


هرچه بیشتر فکر میکنم بیشتر میفهمم که اصلا خودم را نساخته ام
مخاطب بارز"یا ایها الذین امَنو امِنو"شده ام
در قسمتی از فیلم نشان داد که:
سرکرده منافقین در حال فرار بود، شهید شیرودی که فهمید با هلی کوپتر نمیتواند کاری بکند
هلی کوپتر را فرود آورد و با اسلحه و به تنهایی به دنبال سرکرده منافقین رفت
 با خودم میگویم واقعا اگر من به جای این شهید بودم اینطور ریسک میکردم؟
البته این کار برای "من" به معنای "ریسک"است
نه برای کسی که دل بستگی به دنیا ندارد و آماده ملاقات با خداست

میخواهم مثل تازه مسلمانها اسلام را بشناسم و ایمان بیارم
قدم به قدم
و از اول

و در این راه هم به کمکهای شما دوستان خوبم نیاز دارم و هم به دعای خیرتان

التماس دعا

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


پیشنهاد امروز:
 
نماهنگ"باید قوی شویم"

و

رژه یگانهای دانشگاه افسری امام حسین(ع) از مقابل فرمانده کل قوا


[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو