تبلیغات
ستاره جوانی/جانم فدای امام نقی علیه السلام

ستاره جوانی/جانم فدای امام نقی علیه السلام
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

آن چیزی که معمولا در ملاقات با جوانان ، اول بار به ذهن من می زند

و بارها به آن فکر کرده ام ،این است که

 آیا این ها خودشان میدانند که چه ستاره ای در جبین شان دارد می درخشد؟

من این ستاره را می بینم ، اما آیا خودشان هم می بینند؟

ستاره جوانی چیز بسیار درخشان و خوش طالعی است.

 اگر جوانان این چیز قیمتی و بی نظیر را در وجود خودشان حس کنند،

 فکر میکنم که انشاءالله از آن ، خوب استفاده خواهند کرد.

 

 

 

مقام معظم رهبری

7 /2 /1377




برچسب ها: ستاره جوانی، آیت الله خامنه ای، ملاقات، جوان،
[ پنجشنبه 30 تیر 1390 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
نظرات
                                        
                                عاشقان عیدتان مبارک باد
                                                 

                                      مبارک باد





                     








[ شنبه 19 مهر 1393 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام

خواهر گرامی

کاش میدونستی الان چقدر از دستت عصبانیم.






[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 12:56 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
 [دشمنان] مكر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مكر در میان آورد و خداوند بهترین مكرانگیزان است ﴿۵۴﴾ سوره آل عمران

  حتما اینجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا رو ببینید



برچسب ها: فلسطین، غزه، فلسطین تنهای تنهای تنها، روایت بیست و سی از غزه، و مکروا و مکر الله، تحولات عراق و حضور داعش، مذاکرات هسته ای ایران،
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 01:54 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]


به نقل از "ندای یک بسیجی": در شب قدر سوم در سیزدهم بهمن 1375، حاج آقا مجتبی  برخلاف رویه شب‌های قدر، موضوعی غیر توبه و دعا و ... مطرح کرد و بحث، مانند روال چهارشنبه شب‌های سال بود. موضوع آن بحث هم «آداب مهمانداری و ضیافت در اسلام» بود. بحث با مثال‌های زیادی از روایات معصومین(ع) همراه بود، اما در انتهای بحث و قبل از ذکر مصیبت، موضوع، شفافیت و معنای دیگری گرفت به گونه‌ای که حلاوت آن جلسه هنوز که هنوز است با کسانی که آن شب در آنجا بودند، همراه است.


آنچه امشب نظر مرا جلب کرد، این بود که ما در اسلام، آداب زیاد و احکامی داریم که نمی‌خواهم وارد آنها بشوم. یکی از این آداب، «ادب ضیافت» و روش رفتاری در باب مهمانداری است. ما درباره «ضیافت» و «مهمانداری» روایات بسیار داریم. یک دسته از روایات، جنبه عمومی دارد، یعنی نسبت به اصل مهمانداری و پذیرایی انسان از مهمان به طور مطلق است. یک دسته از روایات هم، خصوصیات مهمانداری را مطرح می‌کنند.

از جمله روایاتی که این موضوع را به طور مطلق مطرح می‌کند، روایتی است از امام صادق «صلوات الله علیه» که حضرت می‌فرمایند: مکارم (آن چیزهای پسندیده از نظر روش رفتاری)، ده چیز است. بعد می‌فرماید اولش: أحَدُها اِقراءُ الضّیف. «اقراء» یعنی «خوب پذیرایی کردن» از مهمان. این را به طور مطلق می‌فرمایند، اما چگونگی درش نیست.

در روایت دیگری هست از امام صادق«صلوات الله علیه» که در آنجا همین «اقراء الضیف» را مطرح می‌فرمایند. بعد می‌فرمایند: وَ أقراءُ‌ الضّیف واجباتٌ فی السُنَّة. یعنی خوب پذیرایی کردن از مهمان در روش رفتاری پیغمبر اکرم چیزی حتمی بوده است.

بعد یک دسته روایات داریم که خصوصیاتش را مطرح می‌کند. من یکی دو خصوصیتش را عرض می‌کنم تا بعد وارد مطلب اصلی بشوم.

اول: ما روایاتی داریم که در آنها، از نظر خصوصیت مهمانداری، مطرح می‌کند که وقتی مهمان بر انسان وارد می‌شود و انسان می‌خواهد پذیرایی کند، از او سؤال نکند که مثلاً چه خورده‌ای؟ سؤال کند که چه میل داری؟ امثال این حرف‌ها. بلکه به تعبیر ما آنچه را که در توان دارد برای مهمانش بیاورد. یک دسته از روایات،  این معنا را  مطرح می‌کند . من یک بخشش را می‌خوانم:

از امام صادق «صلوات الله علیه» است، حضرت فرمود: لا تَقُل لِاَخیکَ اِذا دَخَلَ عَلَیک (به برادر مؤمنت آنگاه که بر تو وارد شد، نگو) أکَلْتَ الیَومَ شَیئاً؟ (امروز چیزی خورده‌ای یا نه؟) وَ‌ لکنْ قَرِّب اِلیهِ ما عِندَک. (یعنی بیاور برایش آنچه در اختیار داری)، فَاِنَّ الجَوادَ کُلُّ الجَواد مَنْ بَذَلَ ما عِندَهُ. (شخص سخی، اهل جود، روشش این است که آنچه را که در اختیار دارد، بذل می‌کند به مهمانش).

یک دسته از روایات ـ‌ روایات متعدد هم هست ـ مضمونش این است که مهمان که بر انسان وارد می‌شود و انسان که می‌خواهد از او پذیرایی کند، اصرار به او بکند که از آنچه که برایش آورده مصرف کند. حتی در روایات متعدد داریم یکی از نشانه‌هایی را که انسان می‌تواند کشف کند مهمان، میزبانش را دوست دارد، این است که هر چه بیشتر مصرف کند، کاشف از این است که بیشتر به میزبانش علاقه‌مند است.

من این را در روایات متعدده دیدم. تعبیرات عجیبی درش بود. در یک روایتی دیدم که امام صادق «صلوات الله علیه»، می‌خواستند به یک سفری بروند. همان هنگام مهمان بر ایشان وارد شد. حضرت تأمل کردند، پذیرایی کردند. بعد، مهمانها چون دیدند حضرت در آستانه سفر است، به اصطلاح یک مقدار در غذا خوردن و امثال اینها کوتاه آمدند. حضرت گفتند: نمی‌شود و اصرار کردند. یک مقدار دیگر مصرف کردند، باز گفتند: نمی‌شود و شروع کردند اصرار کردن به اینکه از غذاها مصرف کنند.

روایت از امام صادق «صلوات الله علیه» است. هشام بن سالم نقل می‌کند که حضرت به شخصی فرمودند که: أما عَلِمْتَ أنَّهُ یُعرَفُ الرَّجُلِ أخاهُ (آیا این را نمی‌دانی که شناسایی می‌شود دوستی رجل نسبت به برادرش) بِکَثرَةِ‌ أکْلِهِ عِندَهُ؟ (به اینکه وقتی پیش او هست، زیاد مصرف کند از آنچه برای او آورده؟)

در آداب مهمانی ما خیلی روایات داریم.‌ مِن جمله، یک روایتی است از موسی بن جعفر«صلوات الله علیه» که مهمانهایی برایشان وارد شده بودند. بعد خواستند از منزل حضرت بیرون بروند. اینها به اصطلاح ما می‌خواستند توشه‌هایی که همراه داشتند را، اینها را ببرند. دیدند حضرت، اصلاً‌ به غلامانش دستور نمی‌دهد که کمک کنند به اینها. رو کردند به حضرت، عرض کردند که چه می‌شود شما به این غلامهایتان بگویید که ما را کمک کنند؟ حضرت فرمودند برای اینکه شما می‌خواهید بروید. من در رفتن شما کمک نمی‌کنم. یعنی من دلم می‌خواهد اینجا بمانید، از اینجا بیرون نروید. هر چه پیش من باشید و من بیشتر از شما پذیرایی کنم، خوشحالترم.

در یک روایت دارد وقتی دیگر مهمان تصمیم گرفت حتماً برود،  دارد  شخصی (ظاهراً عبدالله بن ابی یعفور است) می‌گوید: خدمت امام صادق «علیه السلام» بودم.. حضرت رفت، بدرقه کرد تا دم در مهمانهاشان را، تا دم در مشایعت کرد.

اینها نمونه‌ای از آداب ضیافت بود که ما داریم. اینها در ذهن من بود. اینکه عرض کردم یکمرتبه ذهن من به این موضوع برگشت این بود. عین واقعش را می‌گویم. یکمرتبه به ذهن من یک جمله‌ای آمد از فرمایش پیغمبر اکرم و آن خطبه‌ای که حضرت خواندند بر طبق روایتی که از امام هشتم «علیه السلام» از آبای گرامشان از علی «علیه السلام» است. این جمله: شَهْرٌ دُعیتُم الی ضیافَة الله. امشب این به ذهن من آمد. فکر کردم دیدم به اینکه مثل اینکه ما امشب داریم می‌رویم مهمانی. همه‌مان که راه افتادیم آمدیم اینجا، همه ما آمده‌ایم مهمانی. ماه رمضان ماهی است که شماها دعوت شده‌اید به مهمانی خدا: شَهْرٌ دُعیتُم الی ضیافَة الله.

به حسب ظاهر هم مسجد داریم می‌آییم. مسجد خانه خداست. من در یک کدام از روایات فراوانی که در باب ضیافت آمده است ندیدم که آداب ضیافت و مهمانداری مربوط باشد به مهمانی که از قبل دعوت شده باشد. من اصلاً ندیدم. به تعبیر ما طلبه‌ها، مطلق است. لذا از نظر شرعی هم بخواهیم فتوا بدهیم، می‌گوییم چه مهمانی باشد که دعوت قبلی داشته باشد یا نداشته باشد؛ این آداب مربوط است به همه مهمانها.

ماه مبارک رمضان ماهی است که همه دعوت شده‌اند به سر خوان الهی، سفره خدا پهن است.

یک صحبت در این است که آنچه خدا برای مهمانهایش در این ماه مهیا کرده است چیست؟ اول ِهمین خطبه، این را بیان می‌کند: ایُّها النّاس! قَد أقْبَلَ اِلَیکُم شَهرُ اللهِ (سه تا غذا:) بِالبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَ المَغْفِرَةِ. خوان الهی گسترده است. مواد غذایی: برکت است، رحمت است، مغفرت است. فکر کنم غیر از این هم ما چیزی احتیاج؟ نداریم.

در باب مهمانداری، [آیا] می‌شود که خدا آداب مهمانداری را بیاموزد، بعد خودش عمل نکند؟ این یک مسئله‌ای است امشب در ذهن من افتاده. بعد، نعوذ بالله نعوذ بالله خودش آنجور پذیرایی نکند؟ مسلْم این‌طور نیست. خداوند از همه مهماندارها، بهتر مهمانداری می‌کند. این عقیده من است. یعنی بنده اعتقادم این است، امشب هم که آمدم خدا را شاهد می‌گیرم به اینکه ما که آمدیم اینجا جمع شدیم و به دعوت الهی (حالا اگر این دعوت هم برای ما نبوده، آقا! بی دعوت آمده‌ایم. دیگه بالاتر از این نیستش که!) این دعوت مال اولیائش! ما، بی دعوت آمده‌ایم تو خانه‌ات. وارد شده‌ایم، نشسته‌ایم. آداب مهمانداری چی اقتضا می‌کند؟!

[آیا] آداب مهمانداری این است که از ما بپرسی چیزی خوردی یا نه؟ تو قبلاً‌ عمل صالح داشتی یا نه؟ جایش نیست دیگر اینجا. در روایت داشت زشت است اصلاً‌ این سؤال. بلکه خدا آنچه دارد باید امشب تو سفره ما بگذارد. تو روایت دارد. الجود، چی؟ کمال الجود این است اصلاً. به اینکه بذل کند آنچه را که چی؟ در اختیارش دارد. تو روایت این را داشت. جای سؤال نیست اصلاً. بلکه خدا باید اصرار کند که بخورید این غذاها را. و خداوند هر چه بیشتر ازش بخواهیم امشب، بیشتر ماها را دوست می‌دارد. در روایات اینجوری دارد. میزبان اینجوری است. یک میزبان کریم، آن میزبانی است که مهمانش هر چه بخواهد مصرف کند، در اختیار بگذارد و خوشحال بشود. و این کشف از محبت میزبان به میهمان است. تو روایت این را دارد.

از آنطرف خدا اصلاً‌ مایل نیست ما از سر این سفره بلند بشویم. این روایت این را می‌گوید. اگر هم خواستیم خودمان برویم، خدا باید تا در دم مسجد بیاید دنبالمان، بدرقه‌مان کند. آداب مهمانداری این را می‌گوید.

خدا ادب کرد پیغمبر را به آداب خودش، او علی را، و او چی؟ معصومین را. بعد اینها را به ما آموختند. نعوذ بالله به اینکه خودش دعوت بکند یا نکند، مهمان پیدا کند، بعد این رفتار را با او نداشته باشد؟ اصلاً نیست چنین مطلبی.

و اما راجع به موادش. مسئله برکت و رحمت و مغفرت بی نهایت است. ماها اگر پذیرایی کنیم از مهمانهامان، پذیرایی‌ ما محدود است، ولی مال خداوند، اینها همه بی نهایت است.

در یک روایتی دیدم که داشت حضرت فرمود: ما ظَنُّکَ بِالتَّوابِ  الرَّحیم الّذی یَتوبُ علی مَن یُعادیهِ؟ تو گمانت چیست به آن موجودی که توبه‌پذیر است و با رحمت است که توبه‌های کسانی که با او بد کردند را هم می‌پذیرد؟...

امشب همه ما دست خالی آمده‌ایم و می‌خواهیم دست پر برویم...

ندای یک بسیجی





برچسب ها: سخنرانی تکان دهنده حاج آقا مجتبی تهرانی، سخنرانی درباره شب قدر، ماه رمضان، اداب مهمانداری، لطف خدا، شب قدر،
[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
                    السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی بن ابیطالب




سلام پدر
سرمان را از شرم به زیر می اندازیم و میگویم
که از این غم
نه مُردیم و نه دق کردیم!

                               


سُر و مُر و گنده
فقط نگاه میکنیم
تا ببینیم در سرزمینی که هنوز جای پای تو تازه است
و نفس هایت هنوز احساس میشود
چگونه عده ای از مشرکین، دین پسر عمّت را به سخره گرفته اند
و سر دوستدارانت را از تن جدا میکنند

پدر
دستت را بر روی دل بیمارمان بکش
شاید شفا گرفتیم

مولاجان
دعا کن که از این پیله ای که برای خودمان تنیده ایم
بیرون بیاییم

و باور کنیم که همه مسلمانان
در هر کجای دنیا که باشند
خواهران و برادران ما هستند

پدرم
دعا کن که چشمانمان بینا شود

دعا کن که زنده شویم

آه غزه



برچسب ها: جنایان اسرائیل، غزه، داعش، وهابی چه خبر، شهادت امیرالمومنین، اگر مسلمانی از غصه بمیرد رواست، امام علی علیه السلام،
[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]

به نقل از "ندای یک بسیجی": فرج‌الله سلحشور کارگردان متعهد و نام‌آشنای سینما و تلویزیون کشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس، درباره عدم حمایت ارگان‌های ذیربط و صدا و سیما از ساخت سریال موسی (ع) اظهار داشت: این را باید از دولتمردان پرسید که چرا از آثار ارزشی و قرآنی استقبال نمی‌شود و آثار مبتذل، سخیف و بعضا آثار ضد ایران و انقلاب و اسلام حمایت می‌شود و بودجه به آنها تعلق می‌گیرد.

وی افزود: اعتقاد من بر این است که دشمن توانسته جریان ساخت فیلم و برنامه‌های نمایشی ما را اجمالا در دست بگیرد. حالا ممکن است استثنائاتی هم در این مورد داشته باشیم و بعضی هنرمندان معتقد آثار ارزشی خلق می‌کنند اما این موضوع تاثیری در انحراف مجموعه فیلم و سریال سازی ما ندارد.

کارگردان سریال یوسف پیامبر(ع) در ادامه تاکید کرد: متاسفانه دشمن این هنر را در خدمت خود گرفته و بعضی هنرمندان و مسئولین  را با خود همراه کرده و همه با هم این جریان آلوده و منحرف را حمایت و تقویت می‌کنند.

سلحشور در ادامه با اشاره به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان کرد: ارشاد هم که کلا سریال‌سازی وظیفه‌اش نیست ضمن اینکه موضع‌گیری دولت فخیمه خود را می‌بینیم که هنرمندان فاسد را بیشتر از هنرمند قرانی مورد توجه قرار می‌دهد.

این کارگردان سینما تاکید کرد: من اعتقادم بر این است که نبض جریان ساخت فیلم و برنامه‌های نمایشی ما در دست بیگانه است یعنی عوامل نفوذی بیگانه جهت‌دهی می‌کنند و آنها هستند که تعیین می‌کنند چه کاری ساخته شود و چه کاری ساخته نشود و عملا ما در این عرصه کاره‌ای نیستیم.

سلحشور ادامه داد:‌ هر طرحی که بیگانه در این مملکت پیاده کرد بعضی مسئولین ما گوش به زنگ و پا در رکاب و آماده اجرایی شدن آن هستند و متأسفانه به دروغ مدعی می‌شوندکه ما مسیری را می‌رویم که حضرت آقا می‌خواهد.

وی افزود: دولت سابق و این دولت حتی زحمت یک تشکر از عوامل یوسف را به خود ندادند حالا می‌خواهند از ساخت سریال موسی حمایت کنند. این در حالی است که طی 6 سال گذشته خبرهای زیادی از استقبال این سریال به گوششان قطعا رسیده است.

سلحشور عنوان کرد: آیا در داخل کشور سریال یوسف نزدیک به 200 بار پخش نشده است؟ آنوقت با این تفاسیر باز هم یک تشکر خشک و خالی از عوامل سریال یوسف نکردند.



ادامه مطلب

برچسب ها: فرج الله سلحشور، سریال حضرت موسی، سریال ضد صهیونیست، کمک از مردم برای ساخت سریال، سریال یوسف پیامبر، توهین به فرج الله سلحشور، مقدمه ای برای ظهور امام زمان،
[ شنبه 21 تیر 1393 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
آهای آقای ضرغامی
آهای اهالی صدا و سیما
آهای ملت

من دلم میسوزه وقتی میفهمم" باب المراد" از شبکه های کشورهای دیگه پخش میشه
اون وقت توی ماه رمضون  برای ما خانواده مدرن پخش میکنن

خب من دلم یه سریال خوب میخواد
من دلم "باب المراد"میخواد

خسته شدم از بس تلویزیون یا لودگی پخش کرد یا یه سریالی پخش کرد که همه بدآموزیا رو توی همه قسمتهای سریال نشون داد و قسمت آخر همه خوب شدن!

چرا کسی کاری نمیکنه؟


(1) و (2)



برچسب ها: ضرغامی، نقد صدا و سیما، سریال باب المراد، تیتراژ سریال باب المراد، سریال خانواده مدرن، سریال هفت سنگ، سریال ماه رمضان،
[ دوشنبه 16 تیر 1393 ] [ 06:45 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام
چند دقیقه پیش اتفاقی"صرفا جهت اطلاع"رو دیدم

صرفا جهت اطلاعی ها انتقاد کردن از این که :

چرا یه حاج آقایی توی تلویزیون درباره "جن" و "ارتباط اسرائیل با جن" صحبت کرده!!!

(اینجــــــــــــا)


خواستم به نوبه خودم و از طرف این حاج آقای گرامی از دوستان لطیف و حساس! صرفا جهت اطلاعی عذرخواهی کنم و بگم که:

شما ببخشید
احتمالا حاج آقا نمیدونستن که تلویزیون جای حرف زدن درباره موجودی که یک سوره قرآنی هم درباره اش داریم نیست،و صدا و سیما صرفا جایی برای پخش رقص و آواز و سریالهای کپی شده از نسخه های غربیه!




برچسب ها: صرفا جهت اطلاع، نقد صرفا جهت اطلاع، صرفا جهت اطلاعِ صرفا جهت اطلاع، بخش خبری 20:30، ارتباط اسرائیل با جن، سریال هفت سنگ، رقص و آواز در صدا و سیما،
[ پنجشنبه 12 تیر 1393 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]

من خجالت میکشم

لیـــــــــــــــــــــــــــلا


مسلمان تویی
نه من

سلام خدا برتو
لیـــــــــــــــلا



[ چهارشنبه 11 تیر 1393 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
با نزدیک شدن به ماه رمضان مناسب دیدم این مطلب مفید که از اینــــــــــجا گرفته شده رو براتون بذارم تا شما هم استفاده کنید.

التماس دعا

   ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** ** *** **

با رعایت این نکات و در نتیجه تندرستی شما عزیزان، امکان بهره مندی بیشتر از معنویات این ماه مبارک فراهم گردد:
1- قبل از شروع ماه رمضان با گرفتن روزه های مستحبی یا قضا، بدن خود را برای یک ماه روزه داری، كم كم آماده نمایید یا این که نزدیك ماه رمضان صبحانه را كامل میل كنید ولی ناهار نخورید یا ناهار را خیلی سبك میل نمایید و خوردن آن را به تاخیر بیاندازید تا اینکه ناهار کم کم به طرف عصر کشیده شود و معده عادت نماید.
 2- با توجه به این كه معده انسان در طی خواب، فعالیت ندارد ولی روده در طی خواب به فعالیت خود ادامه می دهد بنابراین هیچ گاه با شكم پر نباید خوابید؛ چرا كه این امر باعث فساد غذا در معده و عدم هضم صحیح می گردد. باید بسته به نوع غذایی كه میل می كنید و با توجه به توان معده خود در هضم غذا، حدود یک الی دو ساعت بعد از غذا خوردن، حتماً بیدار باشید.

این مسأله در خوردن افطار و سحری باید مورد توجه قرار بگیرد لذا حداقل یک ساعت بعد از سحری نخوابید.

3- اگر آب و نمک و روغن سفره ما سالم باشد اصلی ترین موارد رعایت شده است.
آب: آب باید بدون کلر و مواد افزودنی باشد مانند آب باران، آب چشمه، آب قنات، آب چاه عمیق
روغن: همین بس که مردم عزیز ما بدانند روغن خوب و بد فرقشان این است که روغن خوب هرگز با حرارت دادن حالت چسبندگی به خود نمی گیرد و روی کاشی و گاز آشپزخانه نمی چسبد ولی متاسفانه می بینم تقریبا همه روغنهای بازار این چنین هستند و وقتی وارد بدن انسان می شود به علت وجود گرما در بدن ما چون این روغنها صنعتی هستند سفت می شوند و باعث بسته شدن عروق و ایجاد کبد چرب می شوند.
روغن های خوب  و سالم عبارتند: 1-روغن کنجد 2-روغن زیتون 3-روغن محلی
نمک: نوعی از آن مورد تائید است که بصورت طبیعی در طبیعت یافت می شود خصوصاً نمک دریا یا جمع دریاها که به علت وجود مثلاً منیزیم باعث کاهش فشار خون می شوند.


ادامه مطلب

برچسب ها: توصیه هایی برای ماه رمضان، خوردن آب در سحری، خوابیدن با شکم پر، خوردن برنج و ضعف روزه دار، خوردن گوشت ماهی در سحری و ضعف روزه دار، فاسد شدن شیر با خوردن میوه، مضر بودن خوردن ماست با گوشت قرمز،
[ جمعه 6 تیر 1393 ] [ 07:05 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]
                      به نام خداوندی که زیباست و زیبایی را دوست دارد

همونطوری که قول داده بودم قصد دارم به اندازه توان و علم خودم ،مطالبی هر چند ناچیز رو درباره "آهنگ" و تاثیر اون روی بدن بنویسم.
با همه احترامی که برای نظر مراجع عظیم الشان قائل هستم، اما قصد ندارم که در این مطالب به "حلال و حرام بودن موسیقی از نظر مراجع" بپردازم و صرفا قصد دارم به تاثیرات آهنگ ها و کلمات بر بدن و بدون در نظر گرفتن حکم اسلام و بر اساس آزمایشهای انجام شده بپردازم.
از همه شما دوستان خوب و عزیزم هم درخواست میکنم که با نظرات خوبتون تکمیل کننده این بحث باشید و اگه منابع مفیدی رو در ارتباط با این بحث سراغ دارید بهم معرفی کنید.پیشاپیش از همه شما دوستان خوبم تشکر میکنم،ان شاءالله در راه حق ثابت قدم باشید.

                                       تقدیم به مولای غریبمان حجة بن الحسن
                                                به امید گوشه چشمی



بحث رو با چند داستان واقعی و کوتاه شروع میکنم:

داستان اول:

ولیدبن مغیره از بزرگان مکه بود و به حسن تدبیر شهرت داشت . روزی به تقاضای جمعی از مشرکان نزد پیامبر (ص) آمد تا از نزدیک وضع او را بررسی و آیات قرآن را ارزیابی کند . پیغمبر (ص) قسمتی از سوره ی « سجده » را تلاوت کرد . این آیات چنان تاثیر و هیجانی در ولید ایجاد کرد که بی اختیار از جا حرکت نمود ، نزد مشرکان بازگشت و گفت : 
سوگند می خورم که از محمد (ص) سخنی شنیدم که نه به گفتار انسان ها شباهت دارد و نه به گفتار پریان ; گفتار او شیرینی و زیبایی مخصوصی دارد ، شاخه های آن پرثمر و ریشه هایش پرمایه است . گفتاری است که بر هر چیز پیروز خواهد شد .
زمزمه در میان قریش افتاد که ولید به گفتار پیامبر علاقه مند شده است . ابوجهل گفت من چاره ی کار را می دانم . در حالی که خود را غمگین نشان می داد ، به منزل ولید آمد . ولید پرسید : « چرا غمگینی ؟ »
ابوجهل گفت : « چرا غمگین نباشم ؟ قریش بر تو با این سن و شخصیت ، عیب می گیرند و می گویند که جذب محمد (ص) شده ای » 
ولید برخاست و با ابوجهل به مجلس قریش درآمد . رو به سوی جمعیت کرد و گفت : « آیا تصور می کنید که محمد (ص) داوانه است ؟ » حضار گفتند : نه ، گفت : « تصور می کنید او دروغگوست ؟ آیا به صادق و امین مشهور نبوده ؟ » حضار گفتند : آری . سپس بزرگان قریش گفتند : پس چه چیزی باید به او نسبت دهیم تا مردم گرد او جمع نشوند ؟ ولید با شیطنتی خاص گفت : « ساحر ؛ آری آو ساحر است .»
برخی از سران مکه که خود ، مردم را از شنیدن قرآن منع می کردند ، شب ها پشت خانه ی رسول خدا (ص) می آمدند و به تلاوت آیات گوش می دادند . مدتی گذشت ؛ یکی از آنان گفت این درست نیست که دیگران را از شنیدن قرآن منع کنیم کنیم ، اما خود به قرآن گوش دهیم . آنان تصمیم گرفتند از شب بعد پشت خانه ی پیامبر (ص) جمع نشوند . در اواخر شب بعد یکی از آنان نتوانست خود را نگه دارد . شوق شنیدن قرآن و لذت بردن از زیبایی آن او را تحریک کرد تا دور از چشم دوستان خود به سوی خانه ی پیامبر (ص) حرکت کند . وقتی پشت خانه ی آن حضرت رسید ، دید که دوستان دیگر او نیز آمده اند و مشغول شنیدن صدای رسول خدا (ص) هستند و تلاوت قرآن را می شنوند!



ادامه مطلب

برچسب ها: آهنگ زهر یا پادزهر، اسرار دنیای موسیقی، کنسرت مایکل جکسون، گوش دادن آهنگ و افت تحصیلی، ولید بن مغیره و تاثیر قران، موسیقی در قران، تاثیر موسیقی بر بدن،
[ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
بعد از اجراهای قبلی بسیـــــــــــــــار زیبای برنامه هفت ترانه و اجراهای فوق العاده خوانندگان خوش الحان(+)

اینبار هفت ترانه وارد فاز جدیدی شد

 27خرداد 93 : شبکه شما ، برنامه هفت ترانه
میهمان برنامه: آقای رحیم شهریاری(خواننده)


یکی از مجریان ِخانمِ برنامه که طبق معمول بسیار ترگل و ورگل هستند و برای بالا رفتن آمار بینندگان از هیچ ناز و عشوه و کرشمه ای دریغ نمیکنند،مجری برنامه هستند

خانم مجری از مهمون برنامه میپرسه:شما که اینقدر با مردم سر و کار دارید ،نظر مردم درباره برنامه ما چیه؟چه انتقادی دارن؟
 
مردم یک انتقاد داشتند اما نمیگم...

(از گفتنش خودداری میکنه و ظاهرا میخواد ملت رو به شنیدنش حریص کنه!
و این کارش رو خوب انجام میده ،چون من داشتم از جلو تلویزیون رد میشدم اما با شنیدن این جمله جلو تلویزیون میخکوب شدم و همه حواسم رو جمع کردم تا بفهمم چی میگه

و ادامه میده (+)

توی ذهنم به هزار تا مسئله فکر میکنم
انتقاد از هفت ترانه؟!!
چه خوب ،بالاخره یکی هم پیدا شد از اینا انتقاد کنه
لابد میخواد از ناز و کرشمه خانومای مجری انتقاد کنه
یا از بی مزگی های مجری مرد برنامه
یا شایدم میخواد در مورد اینکه خانومای مجری اینقدر با آقایون مهمان راحتن ایراد بگیره
یا از ترانه های بزن و برقص و حرامی که به صرف داشتن مجوز توی برنامه پخش میکنن
یا...
نمیدونم!
هر چی هست حتما سازنده است
کلا هر انتقادی که از این برنامه بکنه بجاست
با خودم میگم انتقادش هرچی هم که باشه خوبه،بالاخره از سکوت که بهتره! )

با اصرارهای خانم مجری،آقای شهریاری راضی میشه که انتقاد مردم رو روی آنتن زنده عنوان کنه
(سر تا پا گوش شدم
نفسم توی سینه حبس میشه
وای خدای من! یعنی چی میخواد بگه؟؟؟؟  )

آقای خواننده محبوب در ادامه صحبت هاش میگه: در برخوردهایی که با مردم داشتم ،مردم از دکورتون انتقاد کردن!

(جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  دکور؟؟؟؟؟ )

مردم میگفتن که دکور برنامه تون کوچیکه!
میگفتن بعضی برنامه ها هستن که نصف بینندگان شما رو هم ندارن اما دکورشون چند برابر برنامه شماست! لطفا دکورتون رو بزرگش کنید!


یعد از صحبتهای آقای شهریاری،مجری برنامه از این انتقاد بسیار بسیار خوب و سازنده جناب شهریاری تشکر میکنن و قول توسعه دکور رو به بینندگان خوب و دوست داشتنی برنامه میدن!

جلو تلویزیون وا میرم
به روشنفکر درونم میگم: عزیزجان!
- جان؟

به نظرت ملت واقعا همچین حرفی رو میزنن؟؟؟ یعنی ... میگن آقایون هفت ترانه بیاید از بیت المالی که مال ماست بردارید برا خودتون دکور بزرگتر بسازید؟؟
؟که مثلا چی بشه؟؟؟
-شاید،امکانش هست

یعنی... آخه میدونی با عقل آدم جور درنمیاد! ملت مگه تو استودیو برنامه اند که جاشون تنگ باشه؟؟؟
_خب ملت مناظر وسیع و خوب و زیبارو دوست دارند! بیخودی گیر نده

آخه میدونی،انگار یه بو هایی میاد،حس میکنم شاید حرکات موزون تک نفره خوانندگانِ برنامه آمار رو نبرده بالا،حالا میخوان تو برنامه رقص و پایکوبی دسته جمعی راه بندازن اما جاشون تنگه، واسه همینم دارن تو دهن ملت حرف میذارن. نظرت؟
یخیال بابا! بی سواد! همین فکرا رو کردی که ملت افسردگی گرفتن! والا! بذار ملت دو دقیقه شاد باشن

و به من یادآوری میکنه که
«شادی حق مردم ما است و نباید به این رفتارهایی که از روی شادی است سخت بگیریم.»

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن:
ان شاءالله بزودی پست بعدی رو با موضوع"آهنگ" مینویسم
از همه شما دوستان خوبم دعوتم میکنم که دوباره به اینجا سر بزنید و در پست بعدی نظر خودتون رو بگید



برچسب ها: انتقاد اساسی از هفت ترانه، انتقاد رحیم شهریاری از هفت ترانه، رحیم شهریاری در هفت ترانه، دکور برنامه هفت ترانه، مجری زن برنامه هفت ترانه، علی اصحابی در هفت ترانه، شادی حق مردم ماست،
[ پنجشنبه 29 خرداد 1393 ] [ 03:30 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام
اگه به دنبال کتابی هستید که توضیحات مفید و مختصری درباره ظهور امام زمان(عج) داشته باشه و در عین حال به شیوه داستانی هم نوشته شده باشه كتاب داستان ظهور نوشته مهدی خدامیان آرانی را بهتون پیشنهاد میکنم

میتونید با مراجعه به آدرس زیر این کتاب رو اینترنتی بخونید

http://www.m12.ir/oneBookReader.php?id=109


التماس دعا



مطلب پیشنهادی هفته:

عریضه عاشقی به امام زمان(عج)




[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
سلام

چند روزی است که همسایه روبه روئی مان فوت کرده اند
با این که هیچ شناختی از ایشان نداشتم اما در این چند روز هزار بار افسوس خوردم که چرا ایشان فوت کردند!

چرا؟

خدمتتان عرض میکنم

چهارشنبه ظهر با صدای ناله و شیون خانم های همسایه متوجه شدیم که آقای همسایه به رحمت خدا پیوسته اند
گریه و شیون تا شب ادامه داشت و اقوام یکی یکی از راه میرسیدند و بعد از پیاده شدن از ماشین با صدای بلند آه و زاری میکردند و بعد به منزل همسایه مرحوم میرفتند
چند ساعت پس از فوت همسایه ،آقایان گرامیِ بستگان عزمشان را جزم کرده و با تلاشی خستگی ناپذیر!به دنبال سفارش بنر رفتند و در طرفه العینی با بنرهایی برگشته و چیزی در حدود 15 بنر را به در و دیوار و درختان کوچه زدند.
همه بستگانِ این خانواده شب را در کنار خانواده مرحوم ماندند و صبح روز بعد(پنج شنبه) مسافتی را به تشییع جنازه آن مرحوم پرداخته و سپس برای دفن آن مرحوم خانه را ترک کردند.( اینطور که میگویند ایشان در خانه فوت کرده،هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که پیکر آن مرحوم در طول این یکروز کجا بوده و چرا دفن نشده؟)
پس از مراسم خاکسپاری و صرف نهار،همه اقوام باز هم به خانه برگشته و میدان را خالی نکردند!

شبِ پنج شنبه؟
باز هم اقوام گرامی خانواده داغدار را تنها نگذاشتند!

جمعه؟
همچنان اقوام گرامی در صحنه حضور فعال دارند و گویا قصد ندارند به خانه هایشان برگردند!

همه این مسائل به کنار

اصلا به من ربطی ندارد که خانواده داغدار در این چند روز چقدر از میهمانداری در این شرایط خسته شده اند

اصلا به من ربطی ندارد که تعداد میهمانان آنقدر زیاد است که هر شب تعدادی از آقایان تا صبح در کوچه میمانند

اصلا به من ربطی ندارد بدانم پولهایی که برای سیر کردن شکم میهمانان سه روزه  و دو سری غذا دادن به همسایگان صرف شد از سهم دو یتیم نوجوان این مرد بود یا نه

اصلا به من ربطی ندارد که بچه های میهمانان از فرصت سوءاستفاده کرده و مدام زنگ ما را میزنند و فرار میکنند و پدر و مادرم را کلافه کرده اند

اصلا به من ربطی ندارد که اگر بجای این همه بنر بی مصرف ،همان پولها را برای مرحوم خیرات میدادند ثواب بیشتری داشت

اصلا به من ربط ندارد که بدانم از میان این همه میهمان گرامی کسی هم اعمال قبرستان و نماز وحشت را بجای آورده یا نه
و...

همه این ها به کنار

اما

از کنار یک چیز نمیتوانم بگذرم

از خیرِ قرانی که سه روز است با صدای بلند پخش میشود و حسابی روی اعصاب است نمیتوان گذشت

بدون اغراق سرم دارد میترکد از بس آن تلاوتهای معروف عبدالباسط را از شب چهارشنبه تا همین حالا شنیدم!


آقای قرائتی میگفت حتی کسی حق ندارد که از بلندگوی مسجد قران پخش کند،فقط باید صدای اذان بلند باشد.

از قران همینقدر فهمیده ایم که باید در مجالس ختممان با صدای بلند پخشش کنیم،و همین عاملی شده برای اینکه بچه های کوچک با شنیدن صدای قران ناراحت شوند و بپرسند:کی مرده؟!

کاش بجای این همه بدعت و اذیت و آزار برای دقایقی قران را باز میکردیم و احکامش را میخواندیم

کاش به جای این کارها به قران عمل میکردیم

مطمئنا اگر من یک غیر مسلمان بودم و قرار بود که از روی اخلاق و کردار چنین مسلمانهایی به شناخت از اسلام برسم

یقینا اسلام را دینی ناکامل می یافتم و دور مسلمان شدن را خط میکشیدم.

چند روز دیگر نیمه شعبان است

خدا رحم کند

حتما طبق روال گذشته یک عده جاهل میخواهند با حرام شادی کنند و ظهور قائم آل محمد(عج) را تسریع ببخشند!

بعید نیست که طوفان سیاه بعدی در نیمه شعبان نازل شود و دامن همه مان را بگیر


          «و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا». - (سوره فرقان، آیه 30

        پیامبر گفت: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و از آن فاصله گرفتند.



اللهم اغفر للمومنین والمومنات و المسلمین و المسلمات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



برچسب ها: طوفان سیاه تهران، مجلس ختم، مراسم نیمه شعبان، حق همسایه، حق یتیم، بنر تسلیت، تلاوت عبدالباسط،
[ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ سیده طاهره ]
حسین قدیانی

                                     emam-khomeyni

از بالکن حسینیه جماران یا بلندای سپهر، فرقی نمی‌کند؛ حضرت روح‌الله بلد است برای ما دست تکان دهد، چرا که «امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است».

عجیب واقعیت می‌دانم این سخن «حضرت آقا» را. اگر بت بسازند از مصلحت‌پرستان دروغگو، خمینی همیشه زنده جواب می‌دهد؛ «ملاک، حال فعلی افراد است» و اگر سال ۸۸ در پی ابطال انتخابات ۴۰ میلیونی باشند، خمینی همیشه زنده باز جواب می‌دهد؛ «میزان، رای مردم است». اساساً میزان و ملاک انقلاب اسلامی، امام است و «امام» نمی‌میرد!

اگر هر چه فریاد دارند بر سر منتقد بکشند، خمینی همیشه زنده جواب می‌دهد؛ «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» و اگر زیادی توهم کنند که آمریکا، کدخداست، روح خدای همیشه زنده باز جواب می‌دهد؛ «ما آمریکا را زیر پا می‌گذاریم».
خیال بعضی‌ها تخت که شناسنامه ما امام خمینی است. آنها باید بپذیرند که جمله «تا مبارزه هست، ما هستیم»، یکی از جملات حضرت روح‌الله است و این دیگر به این حقیر کمترین ربطی ندارد که امام انقلابی ما هرگز نگفت؛ «تا صلح و سازش هست، ما هستیم!» پس بی‌تعارف، آنها خسته از مثلاً افراط و تندروی من و ما نشده‌اند، بلکه کمی تا قسمتی، خسته از شعائر خمینی بت‌شکن شده‌اند که اگر انقلابی‌گری، افراط باشد، آنکه در قله تندروی ایستاده، روح‌الله خمینی است.

جالب و البته خنده‌دار است؛ بعضی‌ها، مشکل با امام دارند، گیر به امثال ما می‌دهند، در عوض و یحتمل من‌باب اعتدال، آنجا که در جواب نقد ما می‌مانند، گیر به حد و حدود الهی می‌دهند! قدرمسلم، همه ما با یک حقیقت بشدت زنده طرفیم به نام «امام خمینی». از این حقیقت، مفری نیست! اگر انقلاب اسلامی متهم به دیکتاتوری شود، اول نفری که جلویت می‌ایستد، همین امام است؛ «اگر ولایت‌فقیه نباشد، دیکتاتوری می‌شود».



ادامه مطلب

برچسب ها: تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست، امام خامنه ای، کدخدا، ما آمریکا را زیر پا میگذاریم، هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، روح الله خمینی،
[ پنجشنبه 15 خرداد 1393 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ سیده طاهره ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب